26 ماهگی طلا خانوم
26 ماهگی 23 شهریور من مشغول وبلاگ بودم یه لحظه برگشتم دیدم نرگس خانوم لوازم آرایش منو برداشته تمام سرو صورت دستشو مالیده.هروقت ساکته میفهمم یه خرابکاری کرده.تازه به موکت وکمدم مالیده بود.آخر بردمش حموم. تازه دید من فهمیدم تندتند میگفت مامان بیا اینا رو جمع کنیم.بیا دیگه بیا اینارو باهم جمع کنیم ببین بیا بیا...آخه این شیرین کاریهاتون نباشه مامانا تعطیل میشن.... &nb...
نویسنده :
سمیرا
4:14











