5ماهگی خانوم خانوما
ماهگی
26 آبان 90 عقد دایی وحیدو آزی جون
بود
ما رفتیم.ولی بابا نتونست بیاد.انشالله خوشبخت باشن..gif)

قربون لب و لوچه ات بشم مامانی
دخترم الان خودت به پهلو میچرخی
.وسرت روهم بالا میگیری
.برای بابات بوف بوف هم میکنی تمام آب دهنتو میریزی بیرون .فدات بشیم الهی... احساس میکنم لثه هات میخارن.



5ماهگی خانوم خانوما
